کدخبر: 7248

سارق جوان به دام افتاد| جزییات ماجرا هولناک

سارق جوان پس از سرقت مزدا 3 شناسایی شد و در جریان تعقیب و گریز پلیس دستگیر شد.

یک سارق جوان که 32 سال دارد از 18 سالگی یا در زندان بوده یا در حال سرقت که گفتگو با او را در ادامه می خوانید.

 

زندان رفتن در این سال‌ها نه تنها او را ادب نکرد ، بلکه باعث شد با شگردهای دیگر سارقان هم آشنا شود و هر بار که بیرون می آمد شگرد جدید را اجرا می‌کرد.

آخرین بار سوار بر خودروی مزدا 3 شناسایی شد و در جریان تعقیب و گریز ، پس از تصادف خود را از بالای پلی به پایین انداخت که دستش شکست و دستگیر شد. این هفته رو در روی این متهم نشستیم و او از زندگی پر قصه اش گفت که در ادامه می خوانید.

 متاهلی یا مجرد؟

مجردم، چه کسی به سارق جماعت دختر می‌دهد؟

 شغلت چیست؟

قبلا در گلفروشی کار می‌کردم و بعد نصاب ضبط و باند خودرو شدم. اما چندماهی است که بیکار هستم.

 سابقه داری؟

5 سابقه دارم که برایشان 7 سال در زندان بودم.

 به چه جرمی؟

سرقت ماشین، موتور و لوازم داخل خودرو .

 اولین بار چه زمانی دستگیر شدی؟

اولین بار  در 18 سالگی سرقت کردم و زود دستگیر شدم.

 چطور سرقت کردی؟

سال 84 حدود 18 سالم بود که قصد داشتم ماشین بخرم، به پدرم گفتم پول بده ماشین بخرم که نداد من هم از خانه مادر بزرگم سرقت کردم اما 3 روز بعد با شکایت پدرم دستگیر شدم و به زندان افتادم، اولین بار 4 ماه در زندان بودم.

 مواد مصرف می‌کنی؟

سال 84 تا 92 به مخدر شیشه اعتیاد داشتم اما یکباره خودم خواستم که ترک کنم و الان چندسالی است که پاک هستم.

 چند خواهر برادر داری؟

من تک فرزند هستم.

 چقدر تحصیل کردی؟

دیپلم دارم. بعد از دیپلم درس را رها کردم چون درسخوان نبودم.

 از اولین بار که به زندان رفتی بگو.

آنجا مجرمان از خاطرات سرقت‌های‌شان می‌گفتند و من یاد می‌گرفتم.

 چرا بعد از هربار دستگیری بازهم دست به سرقت می‌زدی؟

من راهنما و پشتیبانی نداشتم و هربار که آزاد می‌شدم کسی نبود که دستم را بگیرد و شغلی به من بدهد تا دوباره به خاطر بیکاری مجبور نشوم دست به سرقت بزنم. هربار که دستگیر می‌شدم ، شگردم را عوض می‌کردم و در شاخه دیگری سرقت می‌کردم.

 پدرت کمکت نمی‌کرد؟

نه. از اولین باری که با شکایت او به زندان رفتم از خانواده طرد شدم و الان 16 سال است که با آنها هیچ ارتباطی ندارم. فقط سالی یکبار روز پدر یا عید را تلفنی تبریک می‌گویم.

 چرا بعد از اولین بار بازهم دست به سرقت زدی؟

سال 89 در یک مغازه ظروف کرایه کار می‌کردم، پیش قسط یک موتور را در آوردم و یک موتور قسطی خریدم. آمدم در مناطق شمال شهر پیک پیتزا فروشی شدم. هنوز به قسط اول چیزی نمانده بود که موتورم را سرقت کردند، صاحبکارم با من تسویه حساب کرد و پول پیتزا و باکس موتور را هم از من گرفت و من 500 هزار تومان بدهکار شدم. هیچ پولی نداشتم موتور بخرم برای همین به سرم زد موتور بدزدم. برای همین دست به سرقت موتور زدم و با موتور سرقتی پیک موتوری شدم. من جای خواب نداشتم و این نقطه ضعف من بود.

 کارتن خواب هم شدی؟

مواد من را کارتن خواب کرد و روزهای سیاهی را گذراندم.

 بعد چه شد؟

بعد خودرو دزد شدم و اولین بار یک پراید را سرقت کردم.

 چطوری سرقت کردی؟

به یک کلیدساز مراجعه کردم و گفتم کلید پراید دارید، او هم هم با گرفتن مبلغی به من کلید پرایدی را  داد. روی 5 خودرو تست کردم که کار نکرد ولی در ششمین خودرو را باز کرد و سرقت کردم.

 بعد چه شد؟

کارم این شده بود که در خیابان‌ها پرسه بزنم و با آن کلید، پراید سرقت کنم. چهار شب این کار را کردم اما دستگیر شدم و یکسال به زندان افتادم.

 چند سابقه سرقت داخل خودرو داری؟

یکبار فقط.البته تعداد سرقت‌هایم زیاد بود.

 برای سرقت‌ها کدام مناطق می‌رفتی؟

سعی می‌کردم مناطق پایین شهر نروم، آنها حواسشان به مالشان هست. بیشتر شمال شهر از داخل خودروها سرقت می‌کردم.

 چه ساعتی سرقت می‌کردی؟

به خاطر خلوتی ساعت 12 شب به بعد در کوچه‌هایی که دوربین نداشت، سرقت می‌کردم.

 از چه خودروهایی سرقت می‌کردی؟

من فقط خودروهای مدل بالا سرقت می‌کردم و کاری به خودروهای مدل پایین نداشتم. من بلد نبودم در آنها را باز کنم، فقط شیشه را می‌شکستم و ضبط و باند یا لوازم با ارزش داخل خودرو را سرقت می‌کردم.

 در حین سرقت پلیس به سراغت نیامد؟

دوبار گشت کلانتری حین سرقت رسید که سریع داخل  خودرو مخفی شدم و آنها نتوانستند من را ببینند. شیشه سمت شاگرد  را می‌شکستم که در دید نباشد.

 خودروی مزدا 3 را چه زمانی سرقت کردی؟

5 روز قبل از دستگیری، خودروی مزدا 3 را سرقت کرده بودم. گشت پلیس در اتوبان من را دید و ایست داد که فرار کردم و در میدان رسالت با گاردریل برخورد کردم و ماشین متوقف شد. دیگر از دستگیر شدن خسته شده بودم که از پل پریدم پایین که فرار  یا خودکشی کنم که وقتی پریدم پایین دستم شکست و ماموران سر رسیدند و دستگیرم کردند.

ارسال نظر:

پربازدیدترین ها