کدخبر: 12996

همسرکشی هولناک در شب عید| حادثه عجیب

حادثه ساعت ۲۲:۵۶ بیست و نهم اسفند رخ داد و در بررسی‌ها مشخص شد که شب حادثه قاتل پس از ورود به خانه پدری همسرش، با همسر و مادرزنش به‌دلیل اختلافات خانوادگی درگیر شده و با چاقو به سمت آن‌ها حمله کرده بود.

عامل نخستین جنایت سال ۹۷ در پایتخت که تنها چند ساعت پس از تحویل سال مقابل چشمان فرزندانش جان همسر جوانش را گرفت، به دار مجازات آویخته شد.

حادثه ساعت ۲۲:۵۶ بیست و نهم اسفند رخ داد و در بررسی‌ها مشخص شد که شب حادثه قاتل پس از ورود به خانه پدری همسرش، با همسر و مادرزنش به‌دلیل اختلافات خانوادگی درگیر شده و با چاقو به سمت آن‌ها حمله کرده بود.

در این حادثه زن جوان جانش را از دست داد و مادرش مجروح شد که برای درمان به بیمارستان انتقال یافت. پس از این حادثه متهم فرار کرد، اما شب تا صبح در خیابان‌ها پرسه می‌زد و در نهایت به کلانتری ۱۰۶نامجو رفت و خود را معرفی کرد.

وی در بازجویی‌ها به قتل همسر و زخمی کردن مادرش اعتراف کرد و درخصوص جزئیات حادثه گفت: حدود ۱۰ماه پیش به‌دلیل بیکاری و مشکلات خانوادگی با همسرم اختلاف پیدا کردم. او به همراه ۳فرزندمان خانه را ترک کرد و به خانه پدری‌اش رفت. در این مدت بارها از او خواستم تا به خانه برگردد، اما قبول نمی‌کرد تا اینکه شب عید به‌دنبال او که در خانه پدرش بود رفتم و او را بیرون بردم و برایش خرید کردم. قرار شد سال تحویل همراه بچه‌ها به خانه برگردد و عید همگی به سفر برویم، اما او سرقولش نماند.

وی ادامه داد: سال تحویل به خانه نیامد، اما با این حال وسایل را جمع کردم و امیدوار بودم با هم به سفر برویم. بعد از سال تحویل وقتی به خانه مادرزنم رفتم، همسرم گفت: دیگر حاضر نیست با من زندگی کند. این حرف‌ها را که شنیدم عصبانی شدم، برای همین به خانه برگشتم و یک چاقو برداشتم. دوباره به خانه مادر زنم رفتم و با لگد در ورودی را باز کردم و داخل خانه شدم.

وی ادامه داد: همسرم را با خود کشیدم تا از خانه بیرون ببرم، اما مادر زنم مانع شد که در همین حین چاقو به او اصابت کرد و زخمی شد. با وجود این همسرم را با خود می‌کشیدم، پسر۱۶ و دختر ۶ساله ام هم حضور داشتند، پسرم شوکه شده بود و فقط نگاه می‌کرد، اما دخترم به پایم افتاده بود و با گریه از من می‌خواست که دعوا را تمام کنم، اما من دیوانه شده بودم. درحالی‌که کنترلم را از دست داده بودم، چند ضربه هم به همسرم زدم و بعد فرار کردم.

ارسال نظر:

پربازدیدترین ها